در فرهنگ ایران باستان، مهرورزی تنها فضیلتی اخلاقی نبود، بلکه در قالب آیینی کهن به نام سپندارمذگان هم گرامی داشته میشد که جشنی در ستایش زمین، زن و نیکی بود. ابراهیم پورداوود، ایرانشناس فرهیخته، با تکیه بر همین ریشه فرهنگی، پیشنهاد کرد این روز به نام پرستاران ثبت شود که جوهره حرفه آنان نیز چیزی جز مراقبت، مهر و شکیبایی نیست.
جشن سپندارمذگان یکی از آیینهای کهن ایرانی است که در گاهشمار باستانی ریشه دارد. این جشن در پنجمین روز از ماه اسفند برگزار میشد و به سپندارمذ، امشاسپند نگهبان زمین و نمود بردباری، فروتنی، مهر و پارسایی، اختصاص داشت.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در سنت زرتشتی، هر روز ماه، نامی جداگانه داشت و هنگامی که نام روز و ماه یکی میشد، جشن بر پا میکردند. سپندارمذ که در اوستایی «سْپِنـْـتـَه آرَمَئیتی» آمده، چهارمین امشاسپند است؛ الههای که در جهان مینو، مظهر شکیبایی و سازش و در جهان خاکی نگهبان زمین دانسته میشود.
ابوریحان بیرونی در «آثارالباقیه» مینویسد که در این روز، مردان و زنان به یکدیگر هدیه میدادند. در سنت زرتشتیان ایران، سپندارمذگان روز گرامیداشت عشق، زن، زمین و زایندگی و پیوندی میان مهر انسانی و باروری طبیعت است.
این جشن کهن در سده چهاردهم خورشیدی، معنایی تازه نیز یافت. ابراهیم پورداوود، ایرانشناس و استاد فرهنگ ایران باستان و زبان اوستایی در دانشگاه تهران، سپندارمذگان را شایستهترین روز برای بزرگداشت پرستاران ایرانی دانست.
او در مقالهای درباره این جشن نوشت: «در میان جشنهای بزرگ ایران باستان، سپندارمذگان شایسته و برازنده است که جشن پرستاران میهن ما باشد. چندی پیش از من پرسیدند کدام روز شایسته است. همین روز را برگزیدم (پذیرفته هم شد)، زیرا در چنین روزی نیاکان پارسای ما برای سپندارمذ که ایزد یا فرشتهای مادینه دانسته شده است، جشنی میآراستند.» به باور او، چون سپندارمذ نماد نرمخویی، بردباری و فروتنی است، با منش و رسالت پرستاری تناسبی عمیق دارد.
این پیوند در ۵ اسفند ۱۳۴۴، به رسمیت شناخته شد و در آن سال، شاهدخت اشرف پهلوی، رئیس شورای عالی زنان ایران و سازمان شاهنشاهی خدمات اجتماعی، در پیامی، پنجم اسفند را «روز پرستار» نامید. همان روز، هیئتمدیره انجمن پرستاران ایران و جمعی از پرستاران در آرامگاه رضاشاه گرد آمدند و بر مزار او تاج گل گذاشتند. سپس «کنگره پرستاران ایران» در باشگاه دانشگاه تهران با حضور امیرعباس هویدا، نخستوزیر وقت، گشایش یافت. در آن زمان عاطفه بیژن ریاست انجمن پرستاران ایران را بر عهده داشت.
حرفه پرستاری در ایران به معنای مدرن آن، پدیدهای نسبتا تازه است. به گفته عاطفه امیرابراهیمی، نماینده مجلس شورای ملی در سال ۱۳۵۰، پرستاری بهعنوان حرفهای که مستلزم آموزش تخصصی باشد، پیشینهای طولانی در تاریخ ایران نداشت و شکلگیری آن به اوایل قرن چهاردهم خورشیدی بازمیگشت. نخستین آموزشهای رسمی پرستاری در سال ۱۲۹۴ در رضاییه (ارومیه) و سپس تبریز، به همت مبلغان مذهبی آمریکایی آغاز شد. بعدها آموزشگاههایی در شیراز، مشهد، اصفهان و کرمان دایر شد و دانشگاه تهران نیز آموزشگاه پرستاری تاسیس کرد. برای جلب احترام اجتماعی، در مقطعی به جای «پرستار»از واژه «پزشکیار» استفاده میشد.
در دوران پهلوی، با گسترش مدارس پرستاری از جمله آغاز به کار «آموزشگاه پرستاری رضاشاه کبیر» در شهرری در سال ۱۳۲۷ و آموزشگاه پرستاری شاهدخت اشرف پهلوی در سال ۱۳۲۸، این حرفه ساختارمندتر شد. آمارها نشان میدهد که شمار پرستاران فارغالتحصیل از ۱۰۴ نفر بین سالهای ۱۲۹۹ تا ۱۳۲۰، در فاصله سالهای ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۰ به هزار و ۹۱۹ نفر رسید که نشان از نهادینه شدن آموزش پرستاری داشت.
پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ایران در سال ۱۳۵۷، تاریخ روز پرستار نیز تغییر کرد و شورای انقلاب در تیر ۱۳۵۸، مصوبهای گذراند که بر اساس آن، روز جهانی پرستار و همچنین ۵ اسفند که پیشتر روز پرستار بود، از تقویم حذف شد و پنجم جمادیالاول، سالروز ولادت زینب کبری، بهعنوان «روز پرستار» در ایران رسمیت یافت. بدینترتیب یک مناسبت ملی با ریشه در آیین باستانی به مناسبتی مذهبی تغییر یافت.
روز پرستار در سطح جهانی، روز ۱۲ ماه مه است که به مناسبت زادروز فلورانس نایتینگل، بنیانگذار پرستاری مدرن، نامگذاری شده است.

